تبليغاتX
عاشقتم نگاری

عاشقتم نگاری

منتظرم تا خانوم گُلم بیاد پیشم اگه نیاد مدیونش کردم


سلام نگااااارییییییی جوووووووونم..خوبی؟؟؟؟؟ خانومم خوبی؟؟؟؟؟ دلم برات تنگ شده....

نمیدونم تو چی از دنیا میخوای؟؟؟؟؟

من که از دنیا فقط تورو میخوام....

نگااااااااارییییییی جووووووونم خییییییلییییییی دووووسسسست دااااارم%

آه اگر روزی نگاه تو

مونس چشمان من باشد

قلعه سنگین تنهایی

چهار دیوارش زهم پاشد

آه اگر دستان خوب تو

حامی دستان من باشد

قلعه سنگین تنهایی

چهار دیوارش زهم پاشد

قلعه تنهایی ما را

دیو در بندان خود کرده

خون چکد از ناخن این دیوار

جان به لبهای من آورده

آه اگر روزی صدای تو

گوشه آواز من باشد

قلعه سنگین تنهایی

چهار دیوارش زهم پاشد

آه اگر دیروز برگردد

لحظه ای امروز من باشد

قلعه سنگین تنهایی

چهار دیوارش زهم پاشد

+نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت11:16توسط نگار | |


گلم  دلم

حرمت نگه دار که این اشک ها خون بهای عمر رفته ی من است

میراث من نه به قید قرعه نه به حکم عرف

یکجا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت به نام تو

سرگذشت کسی که هیچکس نبود و همیشه گریه میکرد

بی مجال اندیشه به بغض های خود

تا کی مرا گریه کند؟

تا کی و به کدام مرام بمیرم؟

دلم  گلم

ورق بزن مرا و به آفتاب فردا بیاندیش که به خاطر تو طلوع خواهد کرد

با عطر گل های نرگس. . .

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت14:11توسط نگار | |

این روزها دل تنگم... برای همه ... همه کسایی که می شناسم و
 نمی شناسم ... همه کسایی که می بینم و نمی بینم ... برای تویی
 
که دوری ... برای تویی که نزدیکی ... برای تویی که هستی و برای
 
تویی که نیستی......

دل تنگم ... برای جاهایی که دیدم و ندیدم...برای اینجا ... برای اونجا...

 برای هر جا

این روزها خیلی دلم تنگ شده

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت9:33توسط نگار | |

سلام نگاری جووووونم.خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟

نگاری جواب ارشد اومد

گند زدم.....

مجاز شدم

خوب شوخی کردم که گند زدم دیگه.... باورت نمیشه وقتی بهم گفتن جوابا اومده داشت قلبم

 وای میساد....

فرشته بهم زنگ زد گفت. (این شکلکه واسه فرشته س)

باورم نمیشد . امتحانم زیاد جالب نشده بود ولی خدارو شکر مجاز شدم اونم چه مجازی

گرایش                                                 رتبه

6و1 مدیریت بازرگانی-مدیریت مالی          ۴۰
2    مدیریت دولتی                              ۲۸
5و3  مدیریت صنعتی-مدیریت تکنولوژی    ۱۶
4 مدیریت فناوری اطلاعات                     ۱۹
7 مدیریت کارآفرینی                             ۱۲
 
نگار بازم استرس دارم.نمیدونم چرا......  رتبه م خیلی خوب شده ولی نمیدونم چرا استرس دارم.
 
اینا همش نتیجه دعاهای تو و مامانه.مطمئنم.
 
یادته بهم گفتی باید یه کاری کنی که همه حسرتتو بخورن.بهم گفتی باید تک بشی باید
 
سنگ تموم بذاری... نگاری اگه تو نبودی من هیچوقت رتبه م اینجوری نمیشد. همش بخاطر توئه.
 
نگاری دوریت داره اذیتم میکنه.خیلی دلتنگتم.حتی اگه رتبه م ۱ هم میشد بدون تو هیچ لطفی
 
برام نداره. دلم برات تنگ شده نگاری... خیلیم تنگ شده... دارم از دوریت دق میکنم...
 
یعنی الان داری چیکار میکنی؟؟؟؟
 
خوابی یا بیدار؟
 
شام خوردی؟
 
امروزت چطوره بوده؟
 
خوبی؟
 
باید خوب باشی چون قول دادی...خوبه درست و جسابی...  
 
الان تو دانشگاه بعد از رضا ناصرزاده که سال ۸۲ تو ارشد رتبه ش ۲ شده بود من رکورد دارم.
 
 اول از همه دارم به تو میگم بعدش به هیچکس نمیگم فقط مامان باشه؟؟؟؟.
 
به فرشته هم گفتم که مجاز نشدم نمیدونم چرا ولی دوس داشتم اول از همه به تو بگم.
 
نگاری خیلی دلم برات تنگ شده.
 
کاش میشد این خبر رو حضوری بهت بگم.... یا حتی تلفنی....
 
حواست بخودت و نینیمون هست دیگه!!! آخ قربونت برم من. میپرستمت نگاری.
 
مواظب خودتم که انشالله هستی دیگه.... قول دادی آ...
 
به دائی و رها سلام برسون.
 
فدات بشم...بووووووس
 
دوست دارم
 
عاشقتم
 
میپرستمت
 
دیووووونتم
 
نگاااااارییییییی جوووووووونم خییییییلیییییی دووووسسسست دااااارم٪

+نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت23:2توسط نگار | |

سلام نگاااااریییییی جووووووونم. حالت خوبه؟ خوبی عشقم؟ خوبی عمرم؟ نگار خوبی؟

من بد نیستم.کجائی چرا نمیای؟

می روم تا سر باغ
مردی خواب آلود نشسته،
دلواژه ها را می کند حراج
سلامی می دهم...
زمین می لرزد از حزن صدایم
سینی پر دلواژه واژگون می گردد
زمین دلواژه باران می شود...
دلواژه ای می غلتد
می رود تا جوی و می رود با جوی...
می پرسم از مرد:
این جوی به کجا می ریزد؟
سکوت می کند.
چیزی به من می گوید:
آماده باش اینک،
پیروزی نزدیک است!

من از ساعت ۹شبِ که همینجوری زل زدم به این صفحه تا ببینم خبری ازت میشه یا ....

نگاری خیلی دلم برات تنگ شده. خودمم اصلاً حال و حوصله ندارم. خیلی کلافه ام، حالا خوبه که

خودن خوب میدونی که من کم طاقتم آآآآآآ....

نگاری چرا چیزی نمیگی؟ چیزی شده؟؟؟؟؟ نمیخوای حرفی بزنی؟؟؟؟؟

دلم گرفته خانومم.. دلم خیلی گرفته// امروز رفته بودم شیرخوارگاه آمنه.یه دختر بچه به اسم سانیا

به باباش میگفت: بابائی ماه رو نیگاه کن عین نارنگیه.باباشم خندید.به من نیگاه میکرد که با دو تا

دستم سرم رو گرفته بودم . گفت سرت درد میکنه. گفتم نه عزیزم. این ماهی که تو داری ازش حرف

میزنی میدونی واسه منه...به باباش نگاه کرد و گفت حالا که ماه واسه عموِ من نارنگی میخوام.

خندم گرفت... آخ بچگی... بچگی هم نفهمیدیم یعنی چی... همش با یه سری آدم از خودم بزرگتر

بودم. همه دوستام چند سال ازم بزرگتر بودن ...  بگذریم.

نگاری شنبه جواب ارشد میاد... بنظرت چی میشه؟؟؟؟؟اه ولش کن اصلاً واسم مهم نیست.

من چرا الکی دارم حرف تو حرف میارم. تو اصلاً معلومه کجائیِ؟ حالت خوبه؟ مشکلی پیش اومده؟

نگاری توروخدا یه حرفی بزن. معده ت خوبه؟ سینه ت اذیت میکنه؟ مهوشی چطوره؟ ....

نگاری دلم برای شنیدن صدات لک زده.....

 هی!!!!اصلاً میدونی چیه،3 راه بیشتر نداری :

 1 با من باشی 2 با تو باشم 3 توافق کنیم که با هم باشیم

نگاری جووووونم الهی قربونت برم من، الهی که من فدات بشم خوبی؟ فرهادیت پیش مرگت بشه

الهی حالت خوبه؟ خانومم، نفسم؛ عشقم، عمرم، زندگیم، مواظب خودت باش باشه؟؟؟؟؟

تو به من قول دادی آآآآااااااا.

ساعت  ۲۵"۱۱. دارم میرم سمت کرج. الان سر خیابون ملاصدرا تو ونک تو نت نشستم.

میخوان ببندن. تا اذان تو حیاط شیرخوارگاه بودم ولی تو راهم ندادن. مملکت اسلامیه دیگه

حتماً باید یه خانوم بندازی وره دلت تا راهت بدن تو... به درک....

می دونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ وقتی میخوای گریه کنی

 چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای خدارو صدا کنی چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای

کسی رو ببوسی چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ چون قشنگ ترین لحظات این دنیا قابل دیدن نیستن

عجب حرفی زده این شریعتی....

زندگی داستان مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند :

                     فروختی

                             گفت : نخریدند تمام شد ...

نگاری اولتیماتوم دادن که سیستم هارو داره   log off میکنن.

شبت قشنگ و پرستاره و درخشان...

تا صبح عزیزترینم راحت بخوابی  و به هیچی فکر نکنی. راحت بخواب من تا صبح بالا سرت نشستم

الهی که من فدات بشم.الهی من قربونت برم...

دوست دارم نگاری

عاظقتم نگاری

میپرستمت نگااری

دیووووونتم نگاری

نگااااااااریییییییییییی جووووونم خییییلییییی دووووسسسست داااااارم%

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم

اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم

اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي

اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم

اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم

اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني

اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني

ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال ؟

ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه و کال ؟

ميشي برام ماه شباي بي سحر ؟

ميشي برام ستاره ي راه سفر ؟

ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني

بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني

براي سعادت شبا شعرامو من داد مي زنم

براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم

                                                               برای x

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت23:34توسط نگار | |

145

می‏دونی؟
یه اتاقی باشه گرمه گرم
روشنه روشن
تو باشی منم باشم
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید
تو منو بغلم کنی که نترسم
که سردم نشه... که نلرزم اینجوری
که تو تکیه دادی به دیوار... پاهاتم دراز کردی
منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم
با پاهات محکم منو گرفتی... دو تا دستتم دورم حلقه کردی
بهت می‏گم چشماتو می‏بندی؟
می‏گی آره. بعد چشماتو می‏بندی
بهت می‏گم برام قصه می‏گی؟ تو گوشم؟
می‏گی اره بعد شروع می‏کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی‏شن
می‏دونی؟...
می‏خوام رگ بزنم... رگ خودمو... مچ دست چپمو
یه حرکت سریع یه ضربه عمیق... بلدی که؟
ولی تو که نمی‏دونی می‏خوام رگمو بزنم... تو چشماتو بستی... نمی‏دونی
من تیغ رو از جیبم در میارم... نمی‏بینی که سریع می‏برم... نمی‏بینی
خون فواره می‏زنه... رو سنگای سفید... نمی‏بینی که دستم می‏سوزه
و لبم رو گاز می‏گیرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی
تو داری قصه می‏گی
من شلوارک پامه... دستمو می‏ذارم رو زانوم...
خون میاد از دستم میریزه رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا
قشنگه مسیر حرکتش حیف که چشمات بسته است و نمی‏تونی ببینی
تو بغلم کردی... می‏بینی که سرد شدم... محکم تر بغلم می‏کنی که گرم شم
می‏بینی نامنظم نفس می‏کشم... تو دلت می‏گی آخی دوباره نفسش گرفت
می‏بینی هر چی محکم تر بغلم می‏کنی سرد تر می‏شم
می‏بینی دیگه نفس نمی‏کشم
چشماتو باز می‏کنی می‏بینی من مردم
می‏دونی؟
من می‏ترسیدم خودمو بکشم
از سرد شدن
از تنهایی مردن
ازخون دیدن
وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم
مردن خوب بود ارومه اروم
گریه نکن دیگه
من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم خوشگل شدیاااا
بعدش تو همون جوری وسط گریه‏هات بخندی
گریه نکن دیگه خب؟ دلم می‏شکنه
دل روح نازکه... نشکونش خب...!؟

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت19:36توسط نگار | |

yeeK fenJON porAz HARfayee SADE

yeeK fenJON porAz HARfayee SADE

 YE zaree ba deghat negah kon,

chiiii mibinii?? tanhaeiiee hobabayee yee fenjoon ???

ya yee ghalbii kee ye tikashh nist??

onikee bee hamee dadeoo kasii bee oO rahm nakarde???

EIN GHALBEE MANE???

BATAMAME tanhaeiam, batamae ghamham .. ein deloo ba ein fenjonoo bee to taghdim mikonam ta bedonii yekii hastt toyee ein donya kee asheghee vagheiiT basheee

JUST 4 N

*(N~B)*

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت22:0توسط نگار | |

سلام نگاری جوووووونم. حالت خوبه؟

من کمی ناراحتم ولی خوبم. ازت دو روزه که خبر ندارم.... نه دروغ گفتم خوب نیستم ولی هیچ

مشکلی ندارم.الان نیم ساعت میشه که نشستم تو نت و فقط دارم به صفخه ای که جلو باز کردم

نیگا میکنم... نوشته های قبلیم رو که واست نفرستاده بودم رو داشتم نگاه میکردم که کدومش رو

واست بفرستم....

میدونم شاید جالب نباشه یا لووس باشه ولی کلی احساس همراهشه.احساسی که از عشق و

دوست داشتن ناشی میشه.دوست داشتنی که ناب ترین احساسی که داشتم رو بهش تزریق

کردم و واست نوشتم....

نمیدونم کجائی.. نمیدونم داری چیکار میکنی... یعنی چیزی شده؟؟؟؟؟؟

بهی امروز حالش بد شده. از یه طرفم امتحاناش داره شروع میشه کلی ناراحته. سولی

مسیج داده که اگه میشه یه سر بیاین بهش بزنین. بابا شب مبره اونور.اینم سولی گفت.این

قسمتش اصلاً مهم نبود ولی خوب شد یه سر میرم به بهی میزنم...

 نگاری جوووووونم خانوم خوشگلم،ناز گل من، تو که میدونی شوهر جونیت طاقت بی خبری نداره

تو که میدونی اگه یه روز ازت خبرنداشته باشه چه جوری میشه..تو خوب میدونی...پس:

یه چیزی بگو قربونت برم الهی.یه چیزی بگو فدات بشم من...

نگاری نکنه سر همون جریانه دائیِ؟؟؟؟؟؟ وااااااااااایییییییییییییی نههههههههههههه

داره اهنگ بنیامین پخش میشه.....

منو ببخش

که ندیده میگرفتم

التماسِ اون نگاهِ نگرونُ

منو ببخش

که گرفتم جای دستِ عاشقتُ

دستِ  عشقِ دیگرونُ

لایقه عشقه بزرگه تو نبودم،خورشید بانو

غافل از معجزه تو شد وجودم، اسیره جادو

منو ببخش

که درخشیدیُ و من چشمامو بستم

منو بخشیدی و من

چشمامو بستم

منو ببخش

منو ببخش

تو به پای من نشستی و من جدا از تو نشستم

که نیاوردی به روم، هر جا که دلت رو میشکستم

منو ببخش

که درخشیدی و من چشمامو بستم

منو بخشیدی و من چشمامو بستم

منو ببخش

منو ببخش

نگاری من دوست دارم.میدونم که میدونی....

نگاری توروخدا مواظب خودت باش....

قول دادی آآآآآآآآ

مدیونی اگه غیر از اونی باشه که چند روز قبل شروع به انجامش کردی..مدیونی..

نگاری باید خوب باشی تحت هر شرایطی... نگاریِ من باید خوب باشه... باید خوب باشی.

من اینجوری میخوام.اگه واست مهمم همونجوری باش که من میگم..

خوبه درست و حسابی.... اگه منو دوست داری همونجوری باش که من دوس دارم...

میدونم... حق با توئه ولی بخاطر من...

مرسی... مرسی.مرسی...مرسی...

بوووووس بوووووووس بوووووووس بووووووووس

بلغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ

نگاری توروخدا مواظب خودت و نیینمون باش.

میپرستمت.

عاشقتم.

دوست دارم.

دیوووووووونتم.

تو فرشته کوچولوی خوشگل خودمی خانوم گلم.

نگااااااارییییییی جووووووونم خییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااارم٪

negahat be koja khiree shodee bee darhayee bastee ??
ya khiabonayee khali az ehsass..
be koja matoo mabhott khiree shodii ..
donbalee chee kac migardii??
donya ba tamamee zibaeihayashh baz toroo tanha gozashtee,..
ein toeiii ba yee donya ghosee!!!
negahat ra begiirr kac nist on biroon kee too asheghesh bashii,..
farar kon az bi kac too digee tanah nistii..
cheshmayat ra ahestee bebandd, nafasi
aram bekesh,.. alan donya malee tost,.. to digee tanah nistii
poshtee on pajeree ke to khiree shodii yee asheghii hast ke tora seda mizanad.
javabee sedayash ra ba negahat bedee ,.. labkhand bezan
doreyee gham barayee to tamom shodee,...
esmee oO ra fayad bezan ..
to diGe tanha nisti..

*N~B*

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت21:29توسط نگار | |

سلام نگاری جووووووووونم.خوبی خانومم.

نیومدی؟؟؟؟؟؟

فال امرئزت رئ گذاشتم بخونی

اردیبهشت

اگر احساس می کنید شخصی از مشورت با شما سود می برد نهایت سعی تان را بکنید که

 به او کمک کنید اما سعی کنید قراردادهای مالی طولانی مدت زیادی نبندید و به زودی

 تغییراتی صورت می گیرد . مسیر کلی زندگی تان در حال تغییر است زیرا در چند روز آینده

 خیلی چیزها اصلاح می شوند . ...

مهر

ونوس سیاره حاکم بر شما امروز وارد مسیر بازگشتی شده و این تاثیر نه چندان خوب بر روی

برنامه های تعطیلات و سفرهایی که در این زمان دارید، خواهد گذاشت.ممکن است زمانی که

 نیاز دارید با افرادی صحبت کنید شما را قال گذاشته و یا در دسترس شما شما نباشند

 حتی ممکن است از رفتن به سفر منصرف شده و یا اشکالی در مسائل مالی تان رخ دهد

 پس نهایت سعی خود را بکنید تا بفهمید که چه اتفاقاتی د رحال رخ دادن است و شما در

کجای کار قرار دارید. ...

نگااااااااارییییییییی جووووووونم خییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااارم٪

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت20:48توسط نگار | |

سلام نگااااااریییییییییی جوووووونم خوبی ؟

خانومم کجائی؟ دارم یواش یواش نگران میشم....

حالت خوبه؟؟؟؟؟؟

منتظرتم.

قربونت برم الهی.

من دارم میرم جلسه سعنی تا 5 دقیقه دیگه شروع میشه نمیدونم کی تموم میشه بعد

میرم کرج تا رسیدم میرم نت.

فداتون بشم الهی.

شما تاج سری.

میپرستمت.

نگااااااااارییییییییی جوووووووونم خیییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااااارم%

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت15:0توسط نگار | |

سلام نگاااااااااارییییییییییی جووووووووونم. خوبی قربونت برم الهی. خوبی خانومم. حالت خوبه؟

فرشته کوچولوی خوشگل ما چطوره؟ خوبی؟ چیکار میکنی؟ چه خبر؟

نگاری کجائی؟ ناهار خوردی؟

بخدا من اینجا ناهار نمیخورم ولی از وقتی بهت قول دادم به زور هم که شده دو سه تا قاشق از غذائی

که میارن رو میخورم.فقط واسه خاطر اینکه بدونی من رو حرفام میمونم و واسه خوشحالی و راضی

نگه داشتن عشقم هر کاری میکنم.. هر کاری...

تو خوبی؟ باید خوب باشی نگاری... باید.

دلم خیلی برات تنگ شده... دلم برات تنگ شده... دلم... خیلی خیلی خیلی خیلی... تنگیده واست...

نگاری توروخدا مواظب خودت باش.نه حرص بخور نه غم و غصه. دلیلی هم واسه اینکارت وجود نداره.

اگه ناراحت جریان دائی هستی هم خوب دیگه تموم شد و رفت.با غم وغصه خوردن که کار دست نمیشه.

خودت رو بخدا بسپار.بذار ببینیم اخرش چیکار میخواد بکنه. توکلت بخدا باشه.

دائی چطوره؟ حالش خوبه؟ رها خوبه؟ نگاری رها رو از  طرف من ببوس. کاش میشد با دائی حرف بزنم

نگاری... کاش میشد.... میدونم بخاطر حرفای نازی از من خوشش نمیاد ولی من دوسش دارم.

نگاری من عاشقتم.

تو نگاری خودمی

میپرستمت پرنسس

میمیرم برات.

نگااااااریییییییییی جووووووونم خیییییلییییی دووووسسسست دااااااااارم%


اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .

بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .

آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را

مي فرسايد ...

بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه فريبنده ات را .

مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ...

فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...

جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...    آرام تر بگذر ...

وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني !

آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...

من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...

اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...

اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...

از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟

ساعت 14:00

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت14:4توسط نگار | |

سلام نگااااارییییییی جوووووونم.خوبی قربونت برم الهی. خوبی خانومم.خوبی قربونت برم

الهی. خوبی فدات شم.خانوم گلم چه خبر؟ خوب و خوش و سلامتین

دلم برات خیلی تنگ شده.....

از این دوستت خبری نیست؟؟؟؟؟ حالش خوبه؟ قربونش برم الهی.

الان میدون فاطمی هستم. روبروی نمایندگی گراد تو یه کافی نت نشستم. ساعت ۱۵/۷

وقت دکتر دارم. تازه رسیدم . خیلی ترافیکه خفنیه..

نگاری امروز هر کی تو فرودگاه از دوبی میومد از وضع داغون اونجا میگفت. از آب و هوای

بد این چند روزه.از خلوتی و بالا رفتن آمار جرم و جنایت.... نگاری راست میگن؟؟؟؟؟؟

نگاری تو خوبی؟ تو این هوا اذیت میشی نه؟؟؟؟؟؟ الهی من برات بمیرم....

توروخدا مواظب خودت باش، باشه؟؟؟؟؟ نگاری حواست به خودت و نینیمون باشه آ!!!!

نگاری من تا بیام زودی میام سمت کرج و میام نت.

توروخدا مواظب خودت باش...

یه لبخند.... بخاطر من.... pls!!!!!!

خسیسی دیگه خوبه ازت خواهش کردم.... نگار مامان عاشقتم.نگار مامان دیووووونتم

نگار مامان دوست دارم. نگار مامان میپرستمت..

نگااااااریییییی جووووووونم خیییییلییییییی دووووسسسست دااااااارم%

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت19:15توسط نگار | |

سلام نگاااااااارییییییییی جووووووووووووووووووونم

خوبی خانوم گلم. خوبی قربونت برم الهی.الهی فدات بشم من ناز گل من.

خوبی؟ ناهارتو خوردی؟

دوست نگاری کجائی؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم خیلی برات تنگ شده....

میدونم ؛ یه روزی قلبه تو ماله من میشه ؛واسه همیشه

میخونم ؛ اگه با هم بمونیم تا همیشه، چی میشه

واسه من؛ با تو بودن مثه حسه پروازه؛ اینو میدونی

پس بگو، تا آخر دنیا پایِ عشقه من میمونی

هر کاری کنی برام  مهم نیست... جز اینکه بگی .....

با تو بودن تورو دیدن  به روی غمها خندیدن نمیدونی چه حالی داره

میبرمت اون بالاها میچینیم ستاره ها نمیدونی چه حالی داره

با تو بودن..تورو دیدن...

نگاری خوبی؟

نگاری هنوز ازم ناراحتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امروز میخوام بهت بگم کسی نمیرسه به پات

امروز میخوام بهت بگم هیشکی نیومده به جات.......

مواظب خودت باش....

خسیس یه لبخند... یه کوچولو...

عاشقتم

دیوووووووونتم

میپرستمت

من دوست دارم قده ستاره های آسمون.....

آره خیلی دوست دارم آره خیلی زیاد...

آره تو ماله منی اگه دلت بخواد

اونکه میمیره برات دیوونته خوده منم

حتی نمیتونم ازت یه لحظه دل بکنم....

دلم همیشه برای دیدنت بیقراره....

نگاااااااارییییییی جووووونم خیییییییلیییییی دووووسسسست دااااااااارم%

اردیبهشت

فوق العاده مثبت اندیش رک و مستبد هستید و احساس خوبی نسبت به یک رابطه دوستی

طولانی دارید و می توانید با اعتماد به نفس جدیدی که یافته اید بر تمام موانع فائق آیید. ...

مهر

به نظر می رسد که امروز روز بسیار سختی باشد و شما به زودی احساس می کنید که
سنگینی همه مسوولیت های جهان روی شانه های شما گذاشته شده است.انگار هر چیز و
هر کسی می خواهد حال شما را بگیرد چرا که شما به آنها اجازه می دهید که هر چه می خواهند
 در گوش شما بگویند.هم چنین شما مجبور به رویارویی با شخصی بسیار خشک  انعطاف ناپذیر هستید که در حضور او به شما احساس بچه مدرسه بودن دست می دهد. ...
اینم چند تا عکس از شیراز...فقط یاده خاطرات خوبت حق داری بیفتی..فهمیدی؟؟؟؟

http://marshal-modern.ir/Archive/6140.aspx


http://marshal-modern.ir/Archive/6151.aspx

http://marshal-modern.ir/Archive/6148.aspx

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت14:16توسط نگار | |

سلام نگاری جوووووونم. خوبی خانومم خوبی قربونت برم الهی....

منم خوبم مرسی.

تو خوب باش منم خوبم.

خیلی دوس دارم یه روز اگه قبول کنی یه پست هم واسه دائی بنویسم. خیلی حرفا دارم که باهاش بزنم

کاش میذاشتی مینوشتم و دائی هم میومد میخوند.... چند روزه دارم به این موضوع فکر میکنم...

مواظب خودت و نینیمون باش...

دلم برات خیلی تنگ شده....

دوست دارم

عاقتم

دیووووونتم

مرستمت

نگااااااااارییییییییی جوووووونم خیییییییلییییییییی دووووسسسست دااااارم%

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت14:5توسط نگار | |

salam eshghammmmmmmmmmmm..

duset daram.

to ki hasti?!!!!!eshgheeeeeee mani.

to donyayeeeeeeeeeee maniiiiiii.

mikhamet Negarim...ba tamame vojudam mikhamet azizam.

delam barat tang shode...zudtar in ruzaham begzare eshghamo tu baghalam begiram...delam baraye buidanet tang shode.

to asale mani...

نگااااااااریییییییییی جووووووووونم خیییییلیییییییی دووووسسسست دااااااارم%

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت12:4توسط نگار | |

سلام نگاری جوووووونم.خوبی خانومم خوبی قربونت برم الهی؟ حالت خوبه پرنسس!

نگاری جووووووونم من اونطرفم. به دوستت بگو بیاد اونطرف.

اگه اومد بگو خبرشو به منم بده.

منتظرم.

مرسی.

نگاااااااریییییییی جووووووونم خییییییییییلییییییی دووووسسسسست دااااارم%

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت8:6توسط نگار | |

سلام نگاری جووووونم. خویب خانوم گلم. خوبی قربونت برم الهی.

نگاری جووووووونم من اونطرفما.....

از دوستت خبری نشد که مطمئن بشم اومده اونطرف یا نه؟؟؟؟؟

مواظب خودت باش....

حیلی دوست دارم .

بووووووووووس

نگااااااارییییییی جووووووونم خییییییلییییییی دووووسسسسست داااااارم٪

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت20:55توسط نگار | |

سلام نگاری جووووووووونم خوبی خانومم خوبی قربونت برم الهی... حالت خوبه؟

خانوم گلم من رفتم اونطرف از دیشب دیگه اونجام و اینور دیگه نمیام...

 هر وقت اومدی بگو که دیگه اینور نیام،باشه؟؟؟؟؟؟

الهی که قربونت برم..

توروپیدات میکنم دورت میگردم حتی یک لحظه فراموشت نکردم.....

نمیتونم نمیتونم.....

نمیدونم تو چیکار کردی با من مهربونه نامهربونم که هنوزم نمیتومنم نمیتونم....

نگااااااارییییییییی جوووووونم خییییییلیییییییی دووووسسسست دااااااااارم٪

 

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت12:36توسط نگار | |

سلام نگاری جوووووونم.

خوبی قربونت برم الهی.

فدای پرنسسم بشم من. فدای خانومم بشم من. میپرستمت.

نگاری جووووووونم رفتم اوجائیکه خواستی....

اگه رفتی و دیدی بگو تا دیگه از اینجا برم. باشه؟؟؟؟؟؟؟

نگاااااریییییی جوووووووونم خیییییییلیییییی دووووسسسست دااااااااارم٪

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت21:48توسط نگار | |

سلام خوبی خانومم؟ الهی قربونت برم من. فدات بشم پرنسس.

 دوستِ نگاری چرا اینجوری میکنی؟؟؟؟؟؟

مگه من چی گفتم؟؟؟؟؟

بخدا شوخی کردم. نه میرم پیش بهی نه میرم پیش دوستام.نگاری حالم ازشون بهم میخوره.

از این دوستای بی معرفت حالم بهم میخوره.از این دوستای نامرد... خودت بهتر از هر کسی

میدونی چه معامله ای با من کردن!!!! نگاری اگه برم تا بخوان حرف بزنن میزنم برجکشون رو

 میارم پائین. خودشون خوب اخلاقم دستشونه.من همیشه میگفتم همه آدما خوبن مگه

اینکه خلافش ثابت بشه ولی الان میفهمم که برعکسش خیلی بهتره. همه آدما بدن مگه

 اینکه خلافش ثابت بشه. اونا خوب میدونن که دیگه حوصله شون رو ندارم. ولی بنده خدا آنا

 و کاوه(داداش آنا)+ مولود(خواهرندا) همش زنگ میزنن و مسیج میدن ولی من نه به

مسیجاشون جواب میدم نه به تماساشون.

یعنی من نمیتونم یه خورده خودمو واسه خانومم خودمو لووس کنم؟؟؟؟ خیلی خرکی ناز کردم؟

بهی امروز اومد پیشم تا نیم ساعت پیش پیشم بود و رفت.با شیما و هانیه و سولی و ماری

اومده بود.بعدشم مامان و مامان شیما و خواهر بزرگشم +یکی دیگه از دوستای خانوادگیمون که تو

عظیمیه با ما همسایه بود هم اومده بودن. ناهار با هم خوردیم. راجع به فیلم دلشکسته حرف زدن

شیما خیلی دلقک بازی درمیاورد؛عین همیشه با اون صداش.یادته که من بهش میگفتم شیما کلاغ

دیگه با اون صدای نکره ش داشت میرفت رو مخم که بهش گفتم گارسن هوائی خبریه؟

مثل اینکه این جمله م خیلی بهش برخورد که اون دو ساعتی که تو رستوران بودیم یک کلمه حرف

نزد و آخرشم گفت تو درست بشو نیستی پسره مغرور. مگه من چمه بخوام درست بشم؟؟؟؟

دو تا از کاپیتانها خواستگارشن ولی انقدر بلند پروازه که معلوم نیست چی میشه...

من و اون همیشه نقطه مقابل همدیگه ایم. همیشه میاد و ضایع میشه و میره.از اون ناهاری که

قرار بود با هم بخوریم؛ که من نموندم و رفتم ناراحتش کرده بود. کم مونده بوده از پرواز جا بمونه.

این ۴ مین ناهاری بود که پیچوندمش و نرفتم. درضمن جریان مارو میدونه. خدائیش همیشه با

احترام و متانت ازت سئوال میکنه چون میدونه من رو این مسئله فوق العاده حساسم. امروزم

تو اوج عصبانیتش خودشو کنترل کرد و ازت پرسید. نگار جان چطورن؟ حالشون خوبه...

نگاری من جوری برخورد میکنم که هیچکس جرات اینکه بخواد کمی پاشو از گلیمش بیشتر

 دراز کنه رو نداره. این مطلب بجز شما راجع به همه صدق میکنه.

من نفهم و بیشعورم که منظورمو جوری گفتم که بهت برخورد. ببخشید.

نگاری الهی من قربونت برم. سحر ... کرده که این حرفارو زده،بنده خدا دائی بهرام

کاش میشد کاری کرد که از ناراحتیش کم بشه. نگاری تو خودتو ناراحت نکن باشه.

نگاری جوووووونم بخدا من منظوری از اون حرفا نداشتم

 بقرآن نداشتم. من نفهمم.ببخشید دیگه. اَه

دلم میخواد که برگردی بگی بد کاری کردی که منو تنها گذاشتی بگی دوسم میداشتی...

نگاری خیلی کلافه شدم.بخدا هیچ منظوری نداشتم. ببخشید. توروخدا ببخشید

 بخدا هیچ منظوری نداشتم... من کی با تو دعوا کردم که این بخواد.... ببخشید

امشب شب جمعه س. میرم تو خونه جدید مینویسم...باشه؟ اجازه میدی؟؟؟؟؟

الهی هر وقت خدای نکرده بغض کردی آنی بارون بریزه و جای تو بغض آسمون بشکنه تا سبک

 بشی.الهی اونی که دوسش داری بیشتر از تو دوست داشته باشه که داره.

بی قراریش اونقدر سر به فلک بزنه که نه غرور تو بشکنه‌، نه دل اون.اون وقت اهل آسمون

 یه کاری کنن که اون همونی بشه که تو می خوای یه خونه و ۲تا گلدون و دوتا قناری با یه

سقف مرمری و دوتا مسافر که تو دو راهی جاده زندگی بعد از کلی راه رفتن به هم می رسند.

 کاش یه معجزه ای بشه.

چه می دونم!

مثلا یه پیغامی از آسمون واست بیاد، یکی بهت بگه که من چقدر دوست دارم.

این آخری اگه بشه دیگه هیچی نمی خوام...

گل قشنگم مراقب لطافت روح مهربانت، وفایت، زمزمه های

تنهاییت، غصه های ارغوانیت و مخصوصا اسم قشنگت باش.

 ********* فدای تو بشم فرشته مهربونم **********

خیلی ناراحتم که باعث ناراحتیت شدم.

راستی بعد از ظهر بازم نشستم دلشکسته رو دیدم

الهی من فدات بشم من کی راجع به اصلیتت حرفی زدم که اینجوری میگی؟؟؟؟؟؟

گاهی وقتا دلِ من پر میزنه پر میزنه

میره شیراز خونمون سر میزنه سر میزنه..... آره تو دلشکسته بود...

نگاری تو خودت خوب میدونی منظورم از شیراز نرفتن چی بود.... بیشرف.

تو انقدر خانومی که حرف نداری.تو انقدر ماهی که لنگه نداری.

تو هر جوری دوست داری بنویس. عکسارو میبرم خونه جدید.

نگاری ببخشید ...ببخشید. .

نگاااااااااااارییییییییی جووووووونم خییییییلییییییی دووووسسسست داااااارم٪

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت19:59توسط نگار | |

سلام نگاری جووووونم خوبی قربونت برم عزیزم. حالت چطوره؟ خوبی عزیزترینم؟

خوش میگذره؟ چه خبر؟

نگاری از صبح برق نیست.نیم ساعت پیش اومد.کلی واست نوشته بودم که یه دفعه

بازم برق رفت و گند زد بهم.هر چی نوشته بودم پرید.... دندم نرم بازم مینویسم خانوم گلم.

شما خوب هستین؟ مهوشیم خوبه؟ الهی قربون این دختر خوردنی و توپولیم برم من.

دلم که دورو ورته نگاهه من پرپرته..

اینکه بگم دوست دارم...توئی یه دنیا واسمو...

تو هم بگی دوست دارم....

ببین که گر گرفتمت

ببین گل انداخته تنم

تا لحظه رسیدنت

جوونه منی روی لبم....

دلم همش بنامتِ.....

دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم.....

نگاری جووووونم چیکار میکنی؟ هنوز خوابیدی ؟؟؟؟؟

از این دوستت خبری نشد که کی اسباب کشی کنیم؟ دیشب باهاش دعوام شد

حالا موندم منتظر جواب که اگه ایشون حکم کنن بریم منزل جدید...

ضربان قلبه من با صدای  قلب تو میزنه.....

ضربان قلبه تو ضربان قلبه منه...

نگاری دیشب وقتی داشتم از نت میومدم دلشکسته رو گرفتم. ۲ صبح داشتم نیگاش میکردم

نگار این دختره چرا اینجوری میکرد؟؟؟؟؟یعنی چی؟؟؟؟؟

 یابو سوار.....سلام علیکم خواهر...

 ولی جیغ و دادای دختره با مزه بود... یاده جیغ و دادا و کولی بازیای تو افتاده بودم.

البته اینو که مطمئنم که به گرد پاتم نمیرسه.نکنه استادش تو بودی؟؟؟؟ بیشرف

نگاری فیلمه یه جوری بود... فیلم بود دیگه...بگذریم....

نگاری نینیمون چطوره؟ الهی من فدای مامان نگار و نینیمون بشم. نگاری توروخدا حواست

 بخودت باشه آ ... نگاری تو باید خوب باشی و شاد و خوشبخت و بیشرف.یادت نره قول دادی.

من دوست دارم همون نگاری بیشرف بشی ووو اگه بدونی این دو سه روزه چه حالی بهم داد.

خیلی واسم لذت بخش بود. وقتی دوستت واسم مینوشت و از حرفات میگفت از خوشحالی

 اشک تو چشمام حلقه میزد و ... اینش واسم قشنگ و لذت بخشه که نگاریم رو همه

 خوشبخت ببینن و از شاد بودنش و بیشرف بازیش لذت ببرن و حسرتشو بخورن. من

 اینجوری دوس دارم تو هم بهم قول دادی و اگه حتی به اندازه سر سوزن کم کاری کنی و ...

 بجون نگاری بخداوندی خدا نمیبخشمت.. اونوقته که دلم ازت میگیره.. میدونم به قولت عمل میکنی

مرسی نگاری مرسی. بخدا نگاری من خیلی آدم خوشبختیم. من خوشبخت ترین مرد دنیام.

تورو دارم همین واسم نهایته خوشبختیه...

استغفرالله و ربی و اتوب الیه امیر علی دوران

رفیقا میگم فراموشت کنم.....

هر کدوم یه جوری دل میسوزن....

نمیتونم...

آخه پیچیده تو جوووونم عشقِ تو برده امونم..

نمیتونم...

نمیدونم تو چیکار کردی با من مهربونِ نامهربونم...

زندگیمو به تو میرسونم اما....

عیبی نداره بی تو میمونم اما نمیشه....

تورو پیدات میکنم دورت میگردم...

حتی یک لحظه فراموشت نکردم.....

نمیتونم آخه پیچیده تو جوووووونم عشقه تو برده امونم...

زندگیمو به تو میرسونم اما نمیشه

عیبی نداره بی تو میمونم اما نمیشه....

بگو بگو بگو بگو بگو فقط یه بار

یه بار آخه تو هم آخر به روت بیار

که جمله ی قشنگ دوست دارمُ

دیگه دیگه داغشو رو دلم نذار

زندگی با تو

عاشقی باتو

میخوام نگاتو

نرو بیا تو

توروخدا تو...

نگاری ناهار خوردی؟ چی پوشیدی؟ چیکار میکنی؟ دائی چطوره؟ رها خوبه؟ از طرف من ببوسش

به نینیمون بگو بابائیش تا حالا چند تا قصه خوشگل خونده و یاد گرفته بترکونه.

به نینیمون بگو واسش کلی از الان برنامه ریختم... نگاری دوست دارم.خیلی دوست دارم.

تو اگه نبودی من معنی زندگی رو نمیفهمیدم. خیلی ازت ممنونم. خدایا از تو هم ممنونم

که نگاری رو به من دادی. خدایا تو که میدونی روزی ۱۰۰ بار ازت تشکر میکنم..مرسی خدا جون

نگاری منم خوبم.هیچ مشکلی ندام. امروز جائی نمیخوام برم. میرک سمت آپاتمان و

کمی کار دارم که مهمترینش اینه که بخودم برسم...خوب آره دیگه شب جمعه س دیگه

من گشنمه. صبحونه نخوردم ولی در عوض الان میرم رستوران مسیر و غذا میگیرم.

نگاری بعد از ظهر خدمت میرسیم.

منتظر دوستت هستم.

میبوسمت

میپرستمت

عاشقتم

دیووووونتم

نیستی و هستمُ

به تو وابسته مو

کی میای دستمو

که بگیرم دستتو....

نگااااااااارییییییییی جوووووونم خیییییلیییییییی دووووسسسست داااااااارم٪

 

اکنون زمان مناسبی است تا هم در خانه و هم در محیط کار به دیگران ثابت کنید تا چه اندازه توانایی دارید.

 در مسیر زندگی گامی سخت برایتان وجود دارد که لازم است آن را بردارید تا تمام شک و تردیدها و

سردرگمی های چند روز اخیر از بین بروند.پیروزی تازه شما با آن تاثیر شگرف، خلاف انتظار

همگان بود. شما تغییری 180 درجه ای به وجود آورده اید و باید این همه تحول را جشن گرفت.

 اکنون همه چیز برای شما متفاوت است و این به منزله ی نوشدن است. امروز روز زیبای شماست.

مراقب فضایی که مردم آن زود رنج و حساس هستند باشید.قبل از این که روز تمام شود شما با

جروبحث روبرو خواهید شد که ممکن است حتی به یاد نیاورید که موضوع آن از چه قرار است چرا که

 به نظر می رسد آنها از هیچ چیز به درجه انفجار رسیده اند.حقیقت این است که بعضی از مردم

در پی جروبحث هستند و ممکن است که شما نیز از اخلاق آنها در امان نمانید و به بحث کشیده شوید.

به خودتان توجه بیشتری داشته باشید. همراهان کنونی خود را فراموش نکنید. کسانی که در گذشته

میشناختید سر راهتان دوباره قرار میگیرند. شما همیشه ویژگی فوق العاده ای برای دوست یابی

داشتین و امروز این فرصت بیشتر برای شما خواهد بود.

رنگین كمان لحظه ی زیبای دیگریست از اعجاز طبیعت و پاداش کسانیست که تا

 آخرین لحظه زیر باران می مانند ...

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت11:29توسط نگار | |

سلام نگاااااااارییییییییی جووووووونم.خوبی خانومم.خوبی قربونت برم الهی؟بوووووووس

حالت خوبه؟ چه خبر؟ خوش میگذره.....

نگاری خیلی خسته شدم. تا 8:30 مهرآباد بودم. رفتیم مهرآباد یه کاره کوچولو داشتیم ؛

رئیسای تمامه قسمتهای معاونت فنی و مهندسی هم بودن.از اونجا به زور

رفتیم سالن. اصلاً حال نداد. همش میخواستم بیام زود برسم کرج که زودی بیام کافی نت

پیش خانوم گلم. خانومم اون 6 تائی رو انجام دادم. همینجوری ولی با 6 تا شد. ok?

خودت خوبی؟ من خوبم. خوبم ولی کمی از دست دوستت با اون حرفی که بهم زد

ناراحت شدم. نمیدونم چی باعث شد اون حرفُ بهم بزنه مگه من چیکار کرده بودم؟؟؟؟؟

رفیقا میگم فراموشت کنم.....

هر کدوم یه جوری دل میسوزن....

نمیتونم...

آخه پیچیده تو جوووونم عشقِ تو برده امونم..

نمیتونم...

نمیدونم تو چیکار کردی با من مهربونِ نامهربونم...

زندگیمو به تو میرسونم اما....

عیبی نداره بی تو میمونم اما نمیشه....

تورو پیدات میکنم دورت میگردم...

حتی یک لحظه فراموشت نکردم..... ( اینو به اون دوستت بگو)

نمیتونم آخه پیچیده تو جوووووونم عشقه تو برده امونم...(اینم حتماً بگو)

زندگیمو به تو میرسونم اما نمیشه

عیبی نداره بی تو میمونم اما نمیشه....

نگاری جووووونم شام خوردی؟؟؟؟؟؟ من حکمی که بهم ابلاغ شده رو انجام میدم.

آنا دو بار زنگ زده ولی جواب ندادم، یعنی دفعه اول متوجه نشدم دفعه دوم خودم جواب

ندادم.بهم مسیج داده فرهاد توروخدا جواب بده.... نگاری من جمعه میخواستم بهی رو ببینم

حالا با قسمی که منو دادی من چیکار کنم؟؟؟؟؟ باید به بهی بگم نمیام این واسم راحت تره

تا اینکه اون قسمی که منو دادی.... بیشرف. ولی خودم نگاری دوس ندارم برم از الان گفته

باشم که بدونی.

دوس دارم برم پیش بهی.

  11 خرداد تولدشه. نمیدونم چی واسش بگیرم؟؟؟؟

هر سال کادوهای من از واسه بقیه سر تر بوده، شاید برم واسش گوشی بگیرم

نمیدونم حالا تا 11 خیلی مونده... ولی من دوس دارم بجای دیدن اون دوستی ... خواهرمُ ببینم

ولی بازم هر چی که تو بگی.

تو خوده عشقی خوده عشق.... مثل ماه!!!!!

مثل ماه وقتی گریه ش میگیره...

مثل من....

مثل تو... تو خوده عشقی خوده عشق

مثل ماه مثل تو....

مثل اشک مثل من...

آه تو خوده عشقی خوده عشق...

خوب دیگه چه خبر؟ خوبی/ رها خوبه؟ میشه از طرف من هم رها رو ببوسی هم مهوشی رو

مرسی. خیلی خوشحالم که خوبی....من اینجوری تورو خیلی بیشتر دوس دارم.

اینجوری وقتی اون ذات بیشرفیت رو نشون میدی آدم تو اوج هیجان یه لذت خاصی میبره

بی صبرانه منتظرم تا اون لباس تحفه رو تو تنت ببینم.خدا کنه عین اون لباس ابیه نشه...

یه دعوائی هم با هم آخر شبی داشته باشیم....

ببین یا اونی که من میگم باشه یا دیگه من از فردا نمینویسم

متوجه منظورم که هستی خانوم برزگر... ها؟؟؟؟؟ فهمیدی چی میگم؟؟؟؟؟

یا خودت میای مینویسی یا اون دوست ضد حالت. Do You Understand????????

اگه Yes I Do  هستی که هیچی اگه نه که.... واااااااایییییییییی از یه انتخاب هفتمی

چه انتظاری میشه داشت؟؟؟؟؟ به دوستت بگو منتظرشم

نینیمون خوبه؟ الهی که من قربونش برم.فداش بشم من. عاشقتم نگاری.

مهوشی هم که دیگه دوشش رو گرفته و .... خوشگلترین توپولیِ دنیاس.

بابت همه چی مرسی نگاری...بابت همه چی. خیلی ماهی.یه دونه ای. بی نظیری دختر

معرکه ای .... میپرستمت عشق من.

این واسه روز 39 بود که نوشتم...

*N~B*

 
to kojaeii hamnafasam, to sedayat be vosaatee daryahayee bi karan asst,
tU negahat, toloee khorshiidoo mibinam, damee sahar eshghat roo naghashii mikonam,..
asemooon rang migirad,asemoon ashegh mishavad,..
to kojaeii negaham toroo mikhanad, to kojaeii???
vaghty kenaretam nafasam dar nafasat gere mikhoree,buye badanet hak mishee ru vojodam,
narmiye dastat mimonee ru soratam,sedat goshvare mishee be gosham,
negahat halghe mishee bedoram,eshghe zibayat damide mishe dar ruham,..
asheghetam ba har nafas, divane o mast o sarkesham,ba har negahAT.
to bose hayat jani DOBARAST.
dastanat mehrii ASHEGHANAST.
man DOSAT DARAM eshghe man,ba to hastam ta paye jan..
ba to dar binahayat, man HAME KASAM!!
BA TO BINIAZ TARINAM..
to ziba tarin khelghate KHODA hasti..
che shirine dost dashtan, che talkhe joda shodan, be to nazdike nazdikam,
ba to takmilam,ein namade asheghie mast,bato hastam,bato HASTAM,
TO HASTY ESHGHE ZIBAYE MAN!!!
*N~B* 1388/02/23
نگاری توروخدا مواظب خودت باش...
 
تو باید شاد و سلامت و خوشبخت باشی . این قولیِ که به من دادی.
 
دیووووووووونتم
عاشقتم
میپرستمت عشق من
دوست دارم
نگاااااااارییییییی جوووووووونم خیییییییلییییییی دووووسسسست دااااااارم%
 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت22:51توسط نگار | |

سلام عشقم.

خوبی؟

من میرم فرودگاه مهرآباد تا 7 اونجام.بعدش میرم کرج.

تا رسیدم کرج میام مینویسم.

ناهار خوردی؟ اگه خوردی که نوش جونت وگرنه باید بخوری، فهمیدی!!!!!!!!!!

دوست دارم.

از دوستت بخاطر اون حرفش ناراحتم.

مواظب خودت باش.

میبوسمت. اگه میتونی از طرف من مهوش ببوس.

بردیش دوش بگیره؟

الهی که من فدای نگار مامانِ نمونه م برم. خیلی دوست دارم.

خوب باش.شاد و شیطون. داری میشی همون نگاریِ بیشرف خودم.

نگاااااااارییییییییی جوووووووونم خیییییییلییییییی دووووسسسست دااااااارم%

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت16:17توسط نگار | |

سلام نگااااااارییییییییی جووووووووونم. خوبی قربونت برم الهی. حالت خوبه..

الهی من فدات بشم.الهی من قربونت برم.فدای این دوستت بشم من که اینهمه باحاله.

میخوامت وحشتناک

رفیقا میگم فراموشت کنم.....

هر کدوم یه جوری دل میسوزن....

نمیتونم... آخه پیچیده تو جوووونم عشقِ تو برده امونم..

نمیتونم...

نمیدونم تو چیکار کردی با من مهربونِ نامهربونم...

زندگیمو به تو میرسونم اما....

عیبی نداره بی تو میمونم اما نمیشه....

تورو پیدات میکنم دورت میگردم... حتی یک لحظه فراموشت نکردم

نمیتونم آخه پیچیده تو جوووووونم عشقه تو برده امونم...

الهی من فدات بشم.الهی من قربونت برم.... یه دونه ای بیشرف...

منم خوبم.من عالیه عالیم. بخدا خیلی خوبم.

نگاری اگه بدونی چقدر از دست این دوستت خندیدم... اگه بدونی چقدر خندیدم..

نمیری تورو دختر.

قربونت برم الهی.... نگاری جدی خوشت اومد یا این دوستت همینجوری یه چیزی داره میگه؟؟؟؟؟

من واسه اینکه میدونستم چه جوری لباس میپوشی اونو گرفتم تازشم حواسم به یقه ش بود

که باز باشه و ........ آره آره من اییییینم. پس چی فکر کردی....

میمیرم برات.عاشقتم بیشرف....

به دوستت میگم که به تو بگه... منم هر کاری میکنم شما هستی... پیشمی... دیوووووونه

قربون دائی برزو برم که حرف حساب زده. یه دونه ای نگاری یه دونه ای عاشقتم.

قربون مهوشیم برم که دختره خوبی شده و دیگه مامان نگاری رو اذیت نمیکنه ولی دیگه

چرا اون لبسو تنش کرده بودی؟؟؟؟؟؟ مسخره نکردما فقط کمی یواشکی خندیدم که صداشو

نشنوی. چون میدونم اگه بلند میخندیدم دهنم سرویس بود....

بگو بگو بگو بگو بگو فقط یه بار

یه بار آخه تو هم آخر بروت بیار

این جمله قشنگ دوست دارمو

دیگه دیگه داغشو رو دلم نذار...

زندگی با تو

عاشقی با تو

توروخدا تو....

راجع به عکسا.رو آدرسشون کلیک کنی باز میشن. چیه تحفه ای نیستنا.

الهی من فدات بشم نگاری .خوب معلومه که من اونجام. خوب کاری هم کردی که تا اونوقت

خوابیدی. من که از اول گفتم که مهوش کرم نمیخواد ولی خوب تو حساس بودی اونم بخاطر من

من که همیشه بهت میگم توروخدا ناری اینهمه به خودت زحمت نده ولی خوب تو یه دونه ای دیگه...

بیا عاشقم کن... عاشقم کن ولی تو با دلم راه بیا...  دیوووونم کن ولی یه کمی کوتاه بیا

ییا کوتاه بیا ،با دلم راه بیا، حالا که ماه شدی دیگه مثل ماه بیا....

بیا عاشقم کن.... این 2تا عکس رو یه ساعت نشده که گرفتم

تو یکیش داشتم از برج میومدم سمت ترمینال.تو یکیشم اصلاً حواسم نبود رو باند بودم داشتم

با موبایل حرف میزدم. میدونم قشنگ نشدن ولی ...ببخشید

http://tinypic.com/view.php?pic=125jak4&s=5

http://i44.tinypic.com/246sxsk.jpg

http://i41.tinypic.com/125jak4.jpg

تنهائی رو دیدی؟؟؟؟؟؟ منم.... بگذریم....

منم از کارای شهاب خوشم میاد.بچه خیابون زرتشته... 

دررابطه با جمعه به این دوستت بگو چرا قسم میخوری؟؟؟؟؟؟ میخواستم برم بهی رو ببینم.

حالا که قسمم داده من باید چیکار کنم؟؟؟؟ بهش بگو دفعه آخری باشه که بخاطر این موضوعات

کوچیک که اصلاً از نظر من موضوع هم حسب نمیشن قسمم بده. باشه؟؟؟؟؟

کنار گریه خوابیدم...بازم خواب تورو دیدم...

نگاری تو باید خیلی خوب به خودت برسی. خیلی خیلی خوب باید به خودت برسی..

خیلی خیلی خیلی خیلی خوب....

قربون اون موهات برم من. میدونم عزیزترینم که بخاطر من داری اینکارو 8 ماهه میکنی.

مرسی نگاری خیلی ازت ممنونم. آره عزیزم. من عاشق موهای بلندتم. ای بابا زندائی... بره ....

بعضی وقتها نمیدونم چرا میخوام بی ادب بشم ولی خوب من که بی ادب نیستم.

قربون اون گنده مونده هات برم. واسه من که... ای بابا...آره همون میون وعده غذائی خوبه

الهی فدات بشم. نگاری راجع به اون گنده مونده ها یه کاری کردم که واقعاً خجالت میکشم بگم

آره این دوستت با این حرفش واقعاً کاری کرد که قیافم دیدنی شده..

قربون نینیمون برم من. نگاری باورت میشه اگه بهت بگم از اینترنت قصه کوتا سرچ میکنم و میخونم

آره بهش بگو بابائیش چند تا بلده و تا وقتی دنیا بیایی کلی قصه داره که هم واسه نگار مامانی هم

واسه نفسم  بخواد بگه. میپرستمت نگاری.

نگاری نبینم گشنه بمونی و ...... آره قول دادی، منم سفت و سخت دنبالشم و هیچ جوره هم

فراموشش نمیکنم....

اونم چشم.با 6 تا میسازم. امشب کاراش رو انجام میدم. تموم که شد بهت میگم.

به این دوستت بگو تورو جون به جون کنن ضد حالی.... آخه بهش بگو این جمله یعنی چی؟؟؟؟؟

(دلم نمی خواد فکر کنه من ناراحت میشم اگه با کسی باشه ووووووو....) بهش بگو مگه ازت  ترس

دارم دختره یِ....... چرا میذاری این اینجوری با من حرف بزنه و حالمو بگیره؟؟؟؟؟؟؟

اَه حالمو گرفت. خیلی بی معرفته. وقتی با من اینجوری حرف میزنه انگار کمپلت منو میبره

زیر سئوال. همه چیمو میبره زیر سئوال.

ناراحت شدم.

.

.

.

.

.

.

 نگاری جووووووونم مواظب خودت باش.

نگااااااااارییییییییی جووووووووونم خییییییلیییییییی دووووسسسست داااااااارم%

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت15:24توسط نگار | |

سلام نگاااااریییییییییی جووووووووونم.خوبی خانومم. خوبی قربونت برم الهی؟ حالت چطوره؟

خوبی؟خوش میگذره؟ چه خبر خانوم گلم؟صبحت بخیر باشه عزیزم. خوبی پرنسس؟

خوبی فدات شم؟ الهی قربونت برم. الهی دورت بگردم مامان نگار. بوووووووووووووووس

خوبی؟  نگاری جوووووونم دو ورزه از این دوست قشنگ و خوشگلت خبری ندارم. نمیدونم چرا نیومده؟

نه شماره ای ازش دارم، نه آدرسی... چقدر بی معرفته که اینجوری میکنه مگه نه نگاری!!!!!!!!!

خوبی؟ مهوشی خوبه؟ الهی فداش بشم من.نینیمون چطوره؟ حالش خوبه؟ نینیمون 10 روزه شده

نگاری تو هم الان 5 روز از تولدت گذشته... یه نینیِ 10 روزه و یه مامانِ 5 روزه..منم که هنوز دنیا

نیومدم... چه شود....

منم خوبم مرسی. اوضاع خوبه، مشکلی ندارم، دستمم خوبه؛ الانم که تو دفترم نشستم و

در خدمت شما هستم.امروز عصر میرم مهرآباد. نگاری کم مونده بود الکی الکی برم شیراز

ولی نرفتم یعنی قبول نکردم.میرزائی رو فرستادم. میرفتم بی رودواسی تو شیراز دق میکردم

مگه میشه بی تو رفت شیراز دختر شیرازی.. میدونم که تو تهرانی هستی ولی خوب دیگه!!!!

اگه هنوز بیادِ تو چشمامو رو هم میذارم

اگه تو حسرتت هنوز هزار و یک غصه دارم

اگه شبا به عشقِ تو پلک روی ِ پلک نمیذارم

میخوام تو اینو تو بدونیف من راهِ برگشت ندارم

امروز میخوام بهت بگم، کسی نمیرسه به پات

امروز میخوام بهت بگم، هیشکی نیومده به جات

نمیتونم نشون بدم، دلم چه گوشه گیر شده

بیا و اشکامو ببین ، اگر چه خیلی دیر شده

باور اینکه بتونم؛ بی تو باشم سخته برام

نمیشه که دل بکنم؛ عشقو بزارم زیر پام

امروز میخوام بهت بگم، کسی نمیرسه به پات

امروز میخوام بهت بگم، هیشکی نیومده به جات

کاشکی تو چشمام بخونی، پشیمونم از هر چی بود

تمومه تقصیرو بذار به پای این دلِ حسود

دیشب که از نت اومدم نشستم یه فیلم ایرانی نگاه کردم به اسم خواستگار محترم.

داستانش راجع به یه پیرزن و پیرمردی بود که بعد از 40 سال بهم رسیدن... جالب بود...

خوش بحالشون...

هوا خیلی خوبه، یه نسیم خنک داره میاد.کاش اینجا بودی. میدونم که دوبی هم گرمه هم داره

باد گرم میوزه، خدا کنه که اذیت نشی. امروز تا 37درجه گرم میشه. اگه کاری نداری بیرون نرو.

خوب تعریف کن ببینم، چه خبر؟ کجاهائی؟ چی کارا میکنی؟ مارو نمیبینی و با ما حرف نمیزنی

خوش میگذره... نگاری میدونی چند روزه با من حرف نزدی؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم ترکید.

منو نیگاه کن ببین چه خوشحالم

هیچ چیزی نمیخوام چون که من تورو دارم

با تو میتونم برم به اون بالا

به جائی که هیشکی ندیده تا حالا

 میدونی  چشمات همه یِ دنیامه

همیشه اسمت رویِ لبامه

ماه و ستاره پیشِ چشمات کم میارن

آخه واسه یِ گفتن حرفی ندارن

با من باشو، اینو میدونی میمونم همیشه با تو

با من باشوقصه یِ عشقو میخونم همیشه با تو

برای دنیا شاید یکی باشی

ولی واسه یه نفر همه یِ دنیاشی

منو نگاه کن واسه  تو میخونم

به پای عشقت همیشه میمونم

میدونی چشمات همه یِ دنیامه

        

الان آنا مسیج داده که اگه با بچه ها واسه جمعه قرار بذاریم ناهار بریم بیرون؛ تو هم باید بیای.

به نیما گفتیم که بهت بگه که حتماً  بیای. گفتم نمیام. حوصله هیچکدوم از دوستای صمیمی ِ

قدیمم رو ندارم آخه هر چی که میکشم از دست اوناس. بهش گفتم ه نیما بگو که بهم مسیج نده

چون اگه بده هم جوابشو نمیدم. جمعه باید در خدمت کانون گرم خانواده باشم مگه نه؟ نگاری و من

 و نینی. کدوم آدم عاشق و عاقلی شمارو تنها میذاره و با اونا میره بیرون.... عمراً.

بخاطر آنفلونزای خوکی تو فرودگاه اتاق قرنطینه زدن. باورت نمیشه همه تو ترمینال سردرد گرفتن.

وقتی میری ترمینال انقدر هواش سنگینه که دچار حالت تهوع میشی. خیلی هم شلوغه.

نگاری برنامه هلند چی شد؟

دائی چطوره؟ رها خوبه؟ بهشون سلام برسون.

از اینجا چه خبر؟ نامزدی نیما کی قرار شد انجام بشه؟؟؟؟؟ تشریف میارین دیگه پرنسس؟؟؟؟

اگه نیای که خودم میام اونجا و ..... نگی نگفتی

چه فایده من اگر
زیباترین شعرهای عالم را بسرایم
و تو با حجب و حیایی دخترانه
فقط بگویی : خیلی قشنگند !
وقتی که چشم های تو
قشنگ تر از شعرهای من هستند و
من هیچ وقت نتوانستم ام
چشم در چشم تو بدوزم و بگویم :
خیلی قشنگند !

نگاری عاشقتم عشق من.

نگاری دوست دارم.

نگاری دیوووووونتم.

نگاری میپرستمت.

نگااااااااارییییییییی جووووووووونم خیییییلییییییی دووووسسسست دااااارم%

گفت: احوالت چطور است ؟

گفتم اش: عالی ست

مثل حال گل!

حال گل در دست چنگیز مغول!


                                                                     قیصر

طالع زن ارديبهشت= برج ثور

اهل فکر و منطق است. در کار بسيار زيرک و باهوش است. يک عاشق بي قرار و صميمي

و حامي معشوق خود مي باشد. موسيقي شديداً بر روح او تاثير مي گذارد و احساسات عاشقانه اش

را بر مي انگيزد. او تقريباً هرگز چيزي اعتراض نمي کند.

فارغ التحصيل شدن از دانشکده هاي متعدد اصلاً جز برنامه زندگي اش نمي باشد. داشتن يک

ليسانس را براي آنکه از قدر و منزلت ليسانسه بودن برخوردار باشد کافي مي داند. وقوف به

علت هر چيز و درک انگيزه همه رويدادي برايش خيلي مهم محسوب مي گردد، با وجود اين

کسي نيست که ساعت ها وقتش را صرف مطالعه عقايد فلاسفه بکند و يا اينکه بگردد ببيند اختلاف

ايدئولوژيست هاي بزرگ چيست. او يکي از طرفداران جدي فکر هاي عملي است بدون اينکه

بخواهد در لابه لاي تار و پود هاي يک فکر يا ايده دست و بالش بند بشود پاهاي او محکم روي

زمين قرار گرفته و او يک موجود عاقل و داناي خاکي است، کمتر اتفاق مي افتد که زن متول

د اين ماه آدم نا آرامي باشد، او پيوسته کوشش دارد تا جريان زندگي اش عادي و طبيعي به سير

خود ادامه بدهد.

طالع مرد مهر :

بسيار با سليقه است سياستمدار و يک مشاور خوب است و او عاشق رويا ها و افکار دور و

دراز است. در امور عاشقانه از منطق و دليل پيروي مي کند. مي توان به طور درست به او

اعتماد کامل کرد.

کودکان يک مرد متولد مهر از خصلت عدل و انصاف پدر خود مستقيماً بهره مند مي گردند.

او کاري مي کند که هيچ يک از بچه ها خود را نسبت به ديگران برتر و عزيزتر احساس نکنند.

انضباط را با قدرت تمام به موقع اجرا مي گذارد، و اگر لازم باشد که ايشان را تنبيه کند قبلاً

دليل اين کار خود را براي آنها بازگو مي کند و تقريباً هرگز کار را با عصبانيت انجام نمي دهد.

بچه ها نيز مثل شما سخت مجذوب او مي گردند، و باز هم مثل شما دائماً در معرض بحث هاي

مدام او درباره هر چيز قرار مي گيرند. آنچه عجيب است! اين است که مرد متولد مهر پس از

ازدواج علاقه چنداني به بچه دار شدن نمي دهد اما پس از بدنيا آمدن آنها يک عشق کامل پدرانه

نثار آنها مي کند.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت8:18توسط نگار | |